خانه تکانی یکی از مقدمات پیوستن به سال جدید است این حرکت که بر اساس آداب و سنتهای ایرانیان به امید نو بودن و تازه بودن سال جدید انجام می شود دشواریهای خاص خود را دارد که سوژه طنز «خانه تکانی» شده است.
شعر طنز خانه تکانی را با هم میخوانیم:
صدای پای عید و من خونه تکونی
پسر یکم عقب تر، زیر آوار نمونی
صدای پای مادر توی گوشم میپیچه
این طرف و نگفتم این پسره چه گیجه
تلویزیون گم شده تو دست و پای کارا
در اومده صدای اعتراضای بابا
داداش کوچیکه چند بار افتاده تو سطل آب
مامان به این بیزبون میگه عزیزم بخواب
بابا که دیگه اصلا تا شب خونه نمیاد
مامان هم بی غرغراش انگار یکم شده شاد
جارو به دست، کمر تا، بله قربان بفرما
دستور از مادر جونم، اطاعاتش هم از ما
اونقد غرقم تو کارا که گوشیم و ندیدم
آخرین بار از توی سطل بیرونش کشیدم
پردههای اتاق و ده بار اشتباه زدم
اما از رو نمیرم هی میگم که بلدم
غبار لوسترا رو ذره ذره خریدم
ناز شیشه پاکن و رو شیشهها کشیدم
دستام دیگه زخم شدن از بس خونه تکوندم
البته کلی بشکن وسط کار شکوندم
خونه که خوب تکون خورد، مامان ازم شد راضی
رفت برای قضاوت، خاله خانم قاضی
دستی کشید به خونه گفت خوب شده خواهر جون
بسه دیگه عزیزم امشب و خونه نمون
بیا خونه آبجیت تا شام برات بزارم
بعد شام هم یکمی کار نکرده دارم
همه با هم یک تکون بدیم به خونه ما
با صدای لرزونم زیر اشک گفتم خددااا
«خونه تکونی»
اثر: مریم کردستانی
ارسال نظر